تبلیغات
شهدا شرمنده ایم

شهدا شرمنده ایم
 
untitled-1.jpg

به خود میبالم حس غرور در رگهام موج میزنه
و سرافرازانه فریاد میزنم که من فرزند شهیدم
فرزند کسی که شجاعت و آزادی رو برام به یادگار گذاشته

تو را می ستایم پدر عزیزم و افتخار میکنم

روحش شاد و یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.


دیروز پدران وبرادرانما درصف خون وحماسه ایستادند تا بمانیم.....!
امروز آمده ایم تاامانت کربلا رابه عاشورائیان برسانیم
دیروز کلاشینکف بودومین شهادت و امروز قلم واندیشه وعشق!
جهاد بابی است که خداوند جز بر خواص خود نمی گشاید
وجهاد تا آخرین نفس ادمه دارد....





طبقه بندی: گالری عکس، 
برچسب ها: تصویر شهید محمد حسین رمضانپور، معلم شهید محمد حسین رمضانپور، عکس بابا،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 توسط گل نرگس


دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوش‌بو، که روی شاخه‌ی نارنج می‌شود
خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این
گل شب‌بوست،
نه، هیچ‌چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی‌رهاند.
و فکر می‌کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد.

....................

سهراب سپهری





طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: دلم گرفته، سهراب سپهری، دلگیر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 تیر 1393 توسط گل نرگس




در زادگاه امام عزیزمان  در سال 1363 به دنیا امدتازه ازدواج کرده بود .
 یک ماه نمی شد که با همسرش زندگی میکرد که شوق وصال جدبزرگوارش در دلش شعله میکشید دنیا با همه ی بزرگیش برای او کوچک بو د، بهتر است بگویم دنیا برایش مثل زندان بود اولین کسی بود که از بین رفقایش در سنگ های اذرین شمال غرب پر کشید با دیدن پیکر مطهرش روضه های علقمه در یاد می آمدکم سن و سال بود که پدرش در نزدیکی همان روستا با موتور تصادف کرد و به دیار باقی شتافت از کودکی علاوه بر تحصیل به کار کشاورزی نیز مشغول بود تا اینکه  دانشگاه قبول شد و برای ادامه تحصیل به تهران رفت .
دانشجوی منضبط :در دوره یكم افسری پذیرفته شده بود. دانشجویی سخت كوش از لحاظ تحصیلی ، انظباطی و نظامی و تهذیبی بو د و به جراَُت می توان گفت همان دانشجویی بود كه حضرت آقا از ما می خوان
مرخصی های پایان هفته :سید دانشجوی دانشگاه امام حسین(ع) بود و از طرفی در روستا كشاورزی می كرد هر هفته از دانشگاه مرخصی می گرفت پایان هفته  از تهران تا خمین این مسیر خسته كننده رو می رفت و می یومد به خاطر همین پشتكارش هم  بود كه تو كشاورزی زبون زد اهالی روستا بود.
قرآن تو جیبی : می گفتند سید همیشه یه قرآن تو جیبی كوچیك داشت و هر وقت كه فرصت می كرد سریع قرآنشو باز می كرد و قرآن می خون امام جماعت :دوستاش می گفتن هر وقت آماده نماز جماعت می شدیم سید همیشه صف اول نماز بود و وقتی روحانی نداشتیم این آقا سید بزرگوار جلو وای می ستاد و سید امام جماعت ما می شد .
مهربون و دلسوز :سید مادری مهربون داره كه یه ارتباط عاطفی عجیب با سید داشتن و اگه از مادرش بپرسی  صد در صد بهت میگه مصداق آیه شریفه : {وبالوالدین احسانا} عمل میكرد.
تكه كلام شهید :من دوست ندارم بمیرم دوست دارم شهید شوم این متن كه تكه كلام این شهید بزرگوارمون هست روی سنگ قبر مطهرشون نقش بسته.
 استمحل دفن :ایشان را در كنار عموی شهیدش آسید اسدالله که از شهدای دفاع مقدس بودن در گلزار شهدای اراک به خاك سپردن.




طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
برچسب ها: شهدای صابرین، شهید قریشی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 خرداد 1393 توسط گل نرگس





طبقه بندی: حجاب، 
برچسب ها: حجاب، چادر، حیا، چادرمشکی،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 خرداد 1393 توسط گل نرگس

[http://www.aparat.com/v/rsiB4]





طبقه بندی: گالری فیلم، 
برچسب ها: شهید، کمیل (مصطفی)، صفری تبار،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 خرداد 1393 توسط گل نرگس
[http://www.aparat.com/v/MsW2o]




طبقه بندی: گالری فیلم، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 خرداد 1393 توسط گل نرگس
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 خرداد 1393 توسط گل نرگس

 

" خوش دارم آزاد از قید و بندها درغروب آفتاب بر بلندای کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم و همه حیات خود را به این زیبایی خدایی بسپارم و این زیبایی سحرانگیز، با پنجه های هنرمندش با تار و پود وجودم بازی کند، قلب سوزانم را بگشاید، آتشفشان درد و غم را آزاد کنم، اشک را که عصاره حیات من است، آزادانه سرازیرنمایم، عقده ها و فشارهایی را که بر قلب و روحم سنگینی می کنند بگشایم . غم های خسته کننده ای را که حلقومم را می فشرند و دردهای کشنده ای که قلبم را سوراخ سوراخ می کند، با قدرت معجزه آسای زیبایی تغییر شکل دهد و غم را به عرفان و درد را به فداکاری مبدل کند و آنگاه حیاتم را بگیرد و من دیوانه وار همه وجودم را تسلیم زیبایی کنم و روحم به سوی ابدیتی که نورهای زیبایی می گذرد پرواز کند و در عالم آرامش و طمأنینه از کهکشانها بگذرم و برای لقاء پروردگار به معراج روم و از درد هستی و غم وجود بیاسایم و ساعتها و ساعتها در همان حال باقی بمانم و از این سیر ملکوتی لذت ببرم."

برگرفته از مناجات های شهید چمران

 





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 خرداد 1393 توسط گل نرگس
زمانبندی خدا بی نظیر است،
نه هیچگاه دیر نه هیچگاه زود...
کمی بردباری می طلبد و ایمان بسیار،
اما ارزش انتظار را دارد...





طبقه بندی: دل نوشته های من، 
برچسب ها: انتظار، خدا، زمان، ایمان،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 خرداد 1393 توسط گل نرگس

 


نمیتونین تصور کنین که چقدر از دیدن این پوستر خوشحال شدم

جا داره از جناب آقای محمد سعید سعیدی صاحب وبلاگ ارزشی یک نقطه 

کمال تشکر رو داشته باشم

سعادتمند باشید.






طبقه بندی: گالری عکس، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 خرداد 1393 توسط گل نرگس





فرا رسیدن ایام غمبار فاطمیه و شهادت مظلومانه
ریحـانه نبی ، بی بی دوعـالــم , شفیعـه روز جزا
یـاس کبـ-ود حیـدر کـرار، سـرور بـانـوان جهـان
صدیقـه طاهــره کبــری , حضرت فـاطمه زهــرا
مرضیه سلام الله علیها را به محضر فرزند چشم
براهشان آقا امام زمان عجــل الله تعالی ظهـوره
و سوگوران و شیفتگان خاندان عصمت وطهارت
علیهـم السلام تسلیت و تعزیت عـرض می کنیـم





طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: ایام فاطمیه، شهادت خانم فاطمه زهرا، شهادت جانسوز حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام، شهادت فاطمه زهرا تسلیت،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 اسفند 1392 توسط گل نرگس
فرزند شهید عباس کریمی فیلم «شیار 143» را اثری دلی در حوزه‌ی سینمای دفاع مقدس دانست و از ساخت این فیلم توسط یک کارگردان جوان تقدیر کرد.

به گزارش کهف شاهد، داود کریمی ، گفت: اینکه در این مقطع زمانی یک کارگردان خانم اولین اثر خود را با موضوع دفاع مقدس می‌سازد، قابل تقدیر است.
ضمن اینکه ایشان به موضوع بکر و خوبی پرداخت که دغدغه بسیاری از خانواده‌های شهدا است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: اخبار، 
برچسب ها: شیار143، مریلا زارعی، دفاع مقدس، فیلم ارزشی،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 اسفند 1392 توسط گل نرگس

گفتم:

پدر جان بر گرد برو عقب... کس و کاری نداری؟

برو پیش شان. بگذار خیال مان راحت باشد.

گفت: کجا برم؟ اینجا خاکمه!!!

یک عکس قدیمی از جیب اش در آورد و نشانم داد.

ببین این ها پسرام هستن، توی بمباران...

حرفش را خورد. توی عکس، چهار بچه قد و نیم قد، کنارش بودند.

گفتم: کاری از دستم بر می آید.

گفت: اون جا را نگاه کن!!!!  با دست ویرانه ای را نشانم داد.

اونجا خونه پدری مه. از بچه گی اون جا بزرگ شدم. حالا که یک سری

خدانشناس ریختند این جا، جا بزرنم؟

بذارم یادگاری بنویسند روی دیوار شهرم.

یک مشت خاک از زمین برداشت و گفت: خوب ببین!!! این خاک منه...

چهره اش آن قدر غمگین بود که فکر می کردی دیگر هرگز نخواهد خندید.

آن شب برای ما کلی مهمات آورد. گفت: از عراقی ها کش رفتم.

روز بعد جنازه مطهراش را پیدا کردیم، لبخندی به لب داشت.

و خون سرخ اش روی خاک پیدا بود.

من و بابای شهیدم




طبقه بندی: خاطرات، 
برچسب ها: من و بابا، شهید، خون سرخ، یادگار، دفاع از میهن،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 اسفند 1392 توسط گل نرگس



اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زینب الکبری (س)

کسی که یک شبانه روز از بیماری پرستاری کند،
خداوند او را با ابراهیم خلیل(ع) محشور خواهد کرد
و او همانند برق خیره کننده و درخشان از صراط عبور می‏کند.

ولادت حضرت زینب کبری و روز پرستار بر شما مبارکباد







طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: میلاد، حضرت زینب، روز پرستار، تبریک روز پرستار،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 اسفند 1392 توسط گل نرگس
یکی از افسرهای عراقی به نام جاسم محمودی سرپرست اردوگاه بود و به زبان های فاسی، ترکی، کردی و عربی مسلط بود. همه ی بچه ها از او متنفر بودند و اگر دست شان می رسید دخلش را می آوردند.

- وضع زندان به قدری بود که سرانجام تصمیم به اعتصاب غذا گرفتیم. اعتصاب پنج روز طول کشید. عراقی ها هر چه سعی کردند اعتصاب را بشکنند، موفق نشدند. سرانجام با بغداد تماس گرفتند و یکی از تیمسارها آمد. بچه ها با صحبت کردند و خواسته هایشان را گفتند. گفتند که ما اسیر جنگی هستیم و شما به جای آنکه برابر قانون جنگ با ما رفتار کنید ما را به عنوان زندانی سیاسی در اینجا نگه داشته اید.



ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطرات، 
برچسب ها: افسرعراقی، آزادگان، اسارت،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 اسفند 1392 توسط گل نرگس

دوکوهه السلام ای خانه عشق****سلام ما به تو می خانه ی عشق
    دوکوهه منزل و مأوای عشاق
****دگر خالی شده از جای عشاق
    دوکوهه با صفا بودی و زیبا
****چرا حالا شدی تنهای تنها
    دوکوهه از چه چون ویرانه هستی
****تو خالی از گل و پروانه هستی
    دوکوهه صبحگاهت با صفا بود
****کلاس درس ایثار و وفا بود
    دوکوهه گو که گردان ها کجایند
****مگر نزد شهید کربلایند
    دوکوهه آن حسینیه ی همت
****دگر پرگشته است از خاک غربت
    دوکوهه گو یگان ذوالفقارت
****کجایند عاشقان بی قرارت






طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: دوکوهه السلام ای خانه عشق، دوکوهه، خانه عشق،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 بهمن 1392 توسط گل نرگس
(تعداد کل صفحات:30)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : مقتدر مظلوم
  • قالب مذهبی
  • مقتدر مظلوم