تبلیغات
شهدا شرمنده ایم - دلتنگی

شهدا شرمنده ایم
 

 

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

وسعت تنهاییم را حس نکرد

 

در میان خنده های تلخ من

گریه ی پنهانیم را حس نکرد

 

در هجوم لحظه های بی کسی

درد بی کس ماندنم را حس نکرد

 

آنکه با آواز من مانوس بود

لحظه ی پایانیم را حس نکرد...

 

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

هر که با ما بود از ما می گریخت

 

چند روزیست حالم دیدنیست

حالم من از این آن پرسیدنیست..

 

گاه بر روی زمین زل می زنم

گاه بر حافظ تفائل میزنم

 

حافظ دیوانه فالم را گرفت

یک غزل آمد که حالم را گرفت...

 

ما زباران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آن چه می پنداشتیم ...

 





برچسب ها: دلتنگی، شب،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 آذر 1393 توسط گل نرگس
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : مقتدر مظلوم
  • قالب مذهبی
  • مقتدر مظلوم