تبلیغات
شهدا شرمنده ایم - مطالب اشعار

شهدا شرمنده ایم
 


دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوش‌بو، که روی شاخه‌ی نارنج می‌شود
خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این
گل شب‌بوست،
نه، هیچ‌چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی‌رهاند.
و فکر می‌کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد.

....................

سهراب سپهری





طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: دلم گرفته، سهراب سپهری، دلگیر،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 تیر 1393 توسط گل نرگس

دوکوهه السلام ای خانه عشق****سلام ما به تو می خانه ی عشق
    دوکوهه منزل و مأوای عشاق
****دگر خالی شده از جای عشاق
    دوکوهه با صفا بودی و زیبا
****چرا حالا شدی تنهای تنها
    دوکوهه از چه چون ویرانه هستی
****تو خالی از گل و پروانه هستی
    دوکوهه صبحگاهت با صفا بود
****کلاس درس ایثار و وفا بود
    دوکوهه گو که گردان ها کجایند
****مگر نزد شهید کربلایند
    دوکوهه آن حسینیه ی همت
****دگر پرگشته است از خاک غربت
    دوکوهه گو یگان ذوالفقارت
****کجایند عاشقان بی قرارت






طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: دوکوهه السلام ای خانه عشق، دوکوهه، خانه عشق،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 بهمن 1392 توسط گل نرگس
ای یار آشنایم - من را بکن دعائی
من در خیام عشقم -امشب بگو کجائی؟
کرب وبلا نرفتی - صحن رضا نرفتی
این دل ز دوری تو - گشته دگر هوائی
من هم شنیدم آقا - از خیمه های سبزت
از خال هاشمی و - از آن دل خدائی
یادم نرفته آقا - مهر و محبتت را
من مست بوی عشقم - گو تا به کی جدائی
برگم دگر خزان و - اشکم دگر نهان و
نام تو بر زبان و - این جان ما فدائی
دریا توئی عزیزم - من قطره و پشیزم
شمس و مَهَم تو باشی - تو کعبه و منائی
ای مهجبین عاشق - ای قبله ی خلایق
این جمعه هم نیامد - از سوی تو صدائی
آقا شود که یک شب - یا ظهر یا که یک صبح
راهی شویم با عشق - تا کربلا دوتائی

منتظران ظهور




طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: منتظران ظهور، شعر مهدوی، مهدی صاحب زمان، مولای من، آقای من،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 دی 1392 توسط گل نرگس
دل خسته ام ز سهمیه هایی که هیچ کس
 
باور نکرد سهم مرا سر کشیده است

باور نکرد جای تو را پر نمی کنند

باور نکرد سوی تو خنجر کشیده است

این امتیازهای کذایی که بی دریغ

طومار طعنه همه هم کلاس هاست

ای کاش بودی ای پدر اینها ولی نبود !

سهمیه سهم کینه حق ناشناس هاست

رفتی که راه باز شود ، راه باز شد

اما کنار جادّه مرا هیچ کس ندید

زیر غبار رفتن شان اشک های من

در انتظار آمدنت سیل آفرید

تو مایه غرور منی گرچه نیستی

مرد حماسه ، مرد بلاپوش شهر من

باور نکن که بی تو به پایان رسیده ام

خلوت نشین قطعه خاموش شهر من

اینک منم که در هوس چشم های تو

دل تنگم از نگاه طلب کار کوچه ها !

در حسرت چشیدن گرمای دست تو

می ترسم از شکستن دیوار کوچه ها

شهد شهادت





طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: پدر، سهمیه، طعنه، دلتنگ، حسرت، سهم،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 دی 1392 توسط گل نرگس

imam zaman 099.jpg

باز بیا باز بیا دلبر طناز بیا
دور مرو دیر مرو خسته مشو باز بیا

راحت جانم همه تو تاب و توانم همه تو
راز نهانم همه تو همدم و همراز بیا

چشم و دلم خانه تو دل همه دیوانه ی تو
مست ز پیمانه تو مست سرانداز بیا

نور چراغم همه تو حسرت و داغم همه تو
جلوه ی باغم همه تو سرو سرافراز بیا

شعر تویی شور تویی نام تویی نور تویی
خنده تویی سور تویی با دف و آواز بیا

عود منم رود منم درد منم دود منم
آنکه نیاسود منم دلبر دمساز بیا


یه روز میاد جمعه ای که غروبش دلنشینه

اللهم عجل لولیک الفرج





طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: امام زمان، شعر امام زمان، اشعار امام زمان، مهدی موعود، منتظر امام زمان(عج)،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 آذر 1392 توسط گل نرگس
از زبان هدی تندگویان دختر پدرندیده شهید بزرگوار مهندس محمد جواد تندگویان

آرزو در دل مرا بُد ای پدر
تا بینم روی ماهت یك نظر
سال ها در عشق وصلت سوختم
صبررا از(زین- آب) آموختم
پابدین دنیا نهادم بی تومن
لفظ «بابا» برلبم خشكید و من
زینت بابا شدن شد داغ دل
آرزوی دامن بابا به دل
موی من جویاگردست توبود
او نوازش خواه و سرمست توبود
بارها ازمادرچشم انتظار
از برادر،خواهران بی قرار
خاطراتی ازتو را می خواستم
درس عزت از كلامت خواستم
عكس زیبایت كنارم هر پگاه
آتشم می زد زعشقت با نگاه
با دو چشمت گفت و گوها كرده ام
با(بیا جانم هُدی) خوكرده ام
آن دو ابروی هلالت بارها
سجده گاهم تالی محراب ها
گونه های عكس دریا كرده ام
گوهر ستانی ز دُرها كرده ام
جای تو بُد در سیه چال عدو
نی غلط گفتم تو در قلبم چو(هو)
من چه گویم ما زهجرت بی قرار
بوده ایم و جملگی در انتظار
انتظارم نیز چون هُدهُد برفت
از سلیمانم پیام آورد و رفت
از پیامش قلب من آتش گرفت
انتظار وصل تو از من گرفت
آمدی بابا ولی سرد و خموش
امت از غم در فغان و در خروش
جای جای پاك گلگون پیكرت
زد صلای عشق پاك رهبرت
ای پدر در راه حق جان داده ای
هر چه رهبر گفت ده آن داده ای
رهرو راه خمینی بوده ای
حاجی حج حسینی بوده ای*
پیكر مجروح تو در بیت عشق
مرقد مولا علی سرخیل عشق*
شكوه ها می كرد از نسل یزید
سطح ظلمش نهره هل مِن مزید
ای پدرخوش آمدی در جمع ما
ما چو پروانه فدایت، شمع ما)
*با اشاره به طواف جسد مطهر در حرمین شریف.
منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 47




طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: لفظ «بابا»، آرزوی داشتن بابا، دختر پدرندیده، دختر شهید تندگویان، شهید تندگویان،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 آذر 1392 توسط گل نرگس
خوشا آنان که با ایمان و اخلاص

                                                   حریم دوست بوسیدند و رفتند

خوشا آنان که در میزان و وجدان

                                                  حساب خویش سنجیدند و رفتند

خوشا آنان که پا در وادی حق

                                                     نهادند و نلغزیدند و رفتند

خوشا آنان که با عزت ز گیتی

                                                     بساط خویش برچیدند و رفتند

ز کالاهای این آشفته بازار

                                                     شهادت را پسندیدند و رفتند

خوشا آنان که بهر یاری دین

                                                   به خون خویش غلطیدند و رفتند

خوشا آنان که وقت دادن جان

                                                   به جای گریه خندیدند و رفتند

خوشا آنان که با ایثار هستی

                                                   ز هستی دیده پوشیدند و رفتند

خوشا آنان که بهر حفظ اسلام

                                                    علیه کفر جنگیدند و رفتند




طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: شعر، شهید، شعر شهید،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 شهریور 1392 توسط گل نرگس

011.jpg

*اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیّکَ الفَرَج*


ازفکرگناه پاک بودن عشق است
ازهجرتوسینه چاک بودن عشق است
آن لحظه که راه می روی آقاجان
زیرقدم تو خاک بودن عشق است

*اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیّکَ الفَرَج*

babol2011 126.gif





طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیّکَ الفَرَج، فرج مولا، دعای برای فرج امام زمان، آقا امام زمان(عج)،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 شهریور 1392 توسط گل نرگس
mostafa-va-mohammad.png


رهگذری در صدای گرم تابستانم

و هنوز راز و رمز تو را با خودم نمی دانم

جوانیست هم نسل ما ، کمیل را می گویم

شباهت ما چیست در غزلهای پریشانم

او جوانی بود دلش آیینه ای صاف

می گشت عمری با دلش در اعتکاف

کمیل و دوستش شهید محرابی پناه

می گردند یکسال دور چشمها در طواف

هر که را پیدا می کنی جوری با او آشنا شد

یکی می گفت عکسش روی تیر چراغ پیدا شد

یکی هم مثل من او را در خیابان دید

یکی هم در دنیای اینترنت با او هم نوا شد

کمیل با محرابی پناه عقد اخوت بست

دوستش که شهید شد او دلش شکست

رفت که او را ببیند از کوه بیاورد پایین

خودش هم به احترام شهادت دو زانو نشست

 
با تشکر از سرکار خانم خاتمی

منبع




طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: شهید مصطفی صفری تبار، شهید کمیل صفری تبار، شهید صفری تبار تصویر،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 مرداد 1392 توسط گل نرگس
 سهم من...

سهم من از تو چیست پدر!غیر خون تو؟

تکلیف من چه می شود آیا بدون تو؟!

رفتی ولی درست زمانی که سقف من

محتاج  بود  تکیه  کند بر ستون  تو

چندین و چند سال گذشت و کسی نگفت

چیزی برایم از تو به غیر از جنون تو

همسنگرانت آنچه به من گفته اند نیست

جز حال و روز دشمن زار و زبون تو

می خواهم از تو باز بدانم بگو کجاست

راهی که منتهی است به درک درون تو

گاهی به کوه می نگرم گاهی آبشار...

سر در بیاورم مگر از چند و چون تو

یاری کن ای معادله  مبهم  محال !

تا  سر بلند  بگذرم  از  آزمون  تو

باغ  معطر  ملکوت  است  مدفنت

ای جان من فدای تن لاله گون تو !

<<حمید رضا حامدی>>




طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: سهم من، خون تو، باغ معطر ملکوت، ملکوت، همسنگر،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 توسط گل نرگس
mahdi12456511.jpg

آقا سلام گرچه بلند است جایتان
می خواهم از زمین بنویسم برایتان

یک نامه حاوی همه حرفهای راست
یک نامه از کسی که کمی عاشق شماست

یک نامه از بلندی انسان که پست شد
یک نامه از کسی که دچار شکست شد

این نامه مدح نیست فقط شرح ماتم است
یک ذره از هزار نوشتم اگر کم است

بعد از شما غبار به آیینه ها نشست
شیطان دوباره آمد و جای خدا نشست

پرپر شدند در دل طوفانی از بدی
گلهای رو سپید همیشه محمدی

آمد به شهر فاجعه، اسلام راحتی
انسان منهدم شده، قرآن زینتی

بیمارهای عشق خدا« بهتر»ی شدند
جلباب هایمان کم کم روسری شدند

خورشید مرد و شام تباهی دراز شد
بر روی دشمنان در این قلعه باز شد

در کسوت قدیمی آزادی زنان
دنیای ما اگرچه گرفتار آمدست

اما هنوز تشنه نام محمد است
در انتهای نامه خیسم سلام
برنام بزرگوار و نجیب پیامبر
برگرفته از وبلاگ
ملکوت





طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: امام زمان، شعری برای امام زمان، نامه ای برای صاحب الزمان، عشق خدا، عاشق امام زمان، گل نرگس،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 اردیبهشت 1392 توسط گل نرگس

hhe136.jpg

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم





طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: شعر امام زمان، امام زمان، مهدی صاحب زمان، مهدی(عج)،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 13 اردیبهشت 1392 توسط گل نرگس
شهید را به چه تشبیه می کنی جانا

به یک شقایق در خون شکفته زیبا

به قرص کامل ماهی که روشن از عشق است

به یک نسیم وزیده به ساحل دریا

به آفتاب – دم صبح – گرم و نورانی

که نور و گرمی دل هدیه می دهد همه را

به یک کبوتر مشتاق پر زدن در اوج

به یک ستاره پر نور و عاشق ویکتا

به یک سبد گل سرخ پر از شمیم بهشت

به یک ترانه موزون و ناب و پر معنا

به چشمه ای که ز اعماق عشق جوشیده

همیشه خالص وجاری ، زلال وروح افزا

شهید اسوه بی حد ومرز بودن هاست

نماد عاشق دلداده بین آدم ها

شهید عطر خوشی که شده پراکنده

ز لاله های حقیقت میان این  صحرا

شهید یک غزل عاشقانه چون همت

شهید قطعه ی نابیست چون جهان آرا

امید عاقبت خیر ما به یک چیز است

شفاعت شهدا و شفاعت شهدا

منبع




طبقه بندی: اشعار، 
برچسب ها: شهید، شعر شهید، شفاعت شهید، شفاعت، اسوه، نمادعاشق، غزل عاشقانه،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 فروردین 1392 توسط گل نرگس




آقا اجازه ! آب ، نان ، آباد ، بابا
آقا اجازه ! غصه ، غم ، فریاد ، بابا

آقا اجازه ! سین گمانم مثل سارا
سارا یکی از هفت سین آزاد ، بابا

آقا اجازه ! دست ، پا ، سر ، بی سر و پا
دارا و خاک و خون او در باد ، بابا

آقا اجازه ! درس ، دفتر ، مشق ، خودکار
در امتحان خرداد ، بابا

آقا اجازه ! کودک همسایه می گفت
ما را کمیته بابت امداد ... بابا

آقا اجازه ! درد ، دارو ، داد ، بیداد
مادر کنار کوچه مان افتاد ، بابا

آقا اجازه ! شین مثل شیمیایی
یا زخم های سینه اش همزاد ، بابا

آقا اجازه ! درس باران ، درس آن مرد
پس کو نشان وعده ی میعاد بابا ؟!

آقا اجازه ! خواستم رازی بگویم
این بار ، بار آخری ، جان داد بابا

با این همه آقا اجا .... بابا اجازه
بابای من باش هر چه بادا باد بابا ...

شادی روح شهدا صلوات....
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم




طبقه بندی: اشعار، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 آذر 1391 توسط گل نرگس

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب

بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب

تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه

چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب

تماشایی است پیچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من

که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست

چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو

که این یخ کرده را از بیکسی ها می کنم هرشب

تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب

حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش

چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟

که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب.

 محمد علی بهمنی





طبقه بندی: اشعار، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 آذر 1391 توسط گل نرگس
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : مقتدر مظلوم
  • قالب مذهبی
  • مقتدر مظلوم