تبلیغات
شهدا شرمنده ایم - مطالب زندگی نامه شهدا

شهدا شرمنده ایم
 
شهید شفیع‌زاده دستی سر و روی توپ‌های غنیمت گرفته شده از ارتش عراق می‌کشید و بر علیه خودشان استفاده می‌کرد. مرکز آموزش توپخانه‌ی سپاه تشکیل شد و کمی بعد شد فرمانده توپخانه سپاه ایران.

ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
برچسب ها: سردار حسن طهرانی مقدم، شهید حسن شفیع‌زاده،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 اردیبهشت 1394 توسط گل نرگس




در زادگاه امام عزیزمان  در سال 1363 به دنیا امدتازه ازدواج کرده بود .
 یک ماه نمی شد که با همسرش زندگی میکرد که شوق وصال جدبزرگوارش در دلش شعله میکشید دنیا با همه ی بزرگیش برای او کوچک بو د، بهتر است بگویم دنیا برایش مثل زندان بود اولین کسی بود که از بین رفقایش در سنگ های اذرین شمال غرب پر کشید با دیدن پیکر مطهرش روضه های علقمه در یاد می آمدکم سن و سال بود که پدرش در نزدیکی همان روستا با موتور تصادف کرد و به دیار باقی شتافت از کودکی علاوه بر تحصیل به کار کشاورزی نیز مشغول بود تا اینکه  دانشگاه قبول شد و برای ادامه تحصیل به تهران رفت .
دانشجوی منضبط :در دوره یكم افسری پذیرفته شده بود. دانشجویی سخت كوش از لحاظ تحصیلی ، انظباطی و نظامی و تهذیبی بو د و به جراَُت می توان گفت همان دانشجویی بود كه حضرت آقا از ما می خوان
مرخصی های پایان هفته :سید دانشجوی دانشگاه امام حسین(ع) بود و از طرفی در روستا كشاورزی می كرد هر هفته از دانشگاه مرخصی می گرفت پایان هفته  از تهران تا خمین این مسیر خسته كننده رو می رفت و می یومد به خاطر همین پشتكارش هم  بود كه تو كشاورزی زبون زد اهالی روستا بود.
قرآن تو جیبی : می گفتند سید همیشه یه قرآن تو جیبی كوچیك داشت و هر وقت كه فرصت می كرد سریع قرآنشو باز می كرد و قرآن می خون امام جماعت :دوستاش می گفتن هر وقت آماده نماز جماعت می شدیم سید همیشه صف اول نماز بود و وقتی روحانی نداشتیم این آقا سید بزرگوار جلو وای می ستاد و سید امام جماعت ما می شد .
مهربون و دلسوز :سید مادری مهربون داره كه یه ارتباط عاطفی عجیب با سید داشتن و اگه از مادرش بپرسی  صد در صد بهت میگه مصداق آیه شریفه : {وبالوالدین احسانا} عمل میكرد.
تكه كلام شهید :من دوست ندارم بمیرم دوست دارم شهید شوم این متن كه تكه كلام این شهید بزرگوارمون هست روی سنگ قبر مطهرشون نقش بسته.
 استمحل دفن :ایشان را در كنار عموی شهیدش آسید اسدالله که از شهدای دفاع مقدس بودن در گلزار شهدای اراک به خاك سپردن.




طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
برچسب ها: شهدای صابرین، شهید قریشی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 31 خرداد 1393 توسط گل نرگس
@_0008.png

شهید رضایی به گونه ای زندگی نموده اند که اگر با دقت به زندگی ایشون نپردازیم و مرور ننمائیم ، بعید است از ظاهر عملکرد شهید رضایی بتوانیم به این نتیجه گیری برسیم که او فرد خاصی بوده ؛ همانگونه که برخی از همکارانشان هم می گویند (... شهید رضایی یک آدم معمولی بود و هیچ کسی فکرشم نمیکرد یک روز ایشون هم شهید بشوند ... )
این نگاه عوامانه ناشی از همین موضوع است که عموما اکثر دوستان ، همکاران و نزدیکان این شهید نتوانستند ابعاد زندگی این شهید رو متوجه بشوند.

امروز تلاش داریم مطالبی رو از این شهید بزرگوار به نقل از دوستان و همسر محترمشان خدمتتان عرض کنیم که مطالعه آن برای کسانی که اهل طی الطریق هستند بسیار راهگشاست ... !

شهید حسین یک شخصیت شجاع ، مؤمن ، متعهد ، متعصب ، متواضع ، صادق و کاری بود . همه دوستان شهید در یگان صابرین می گویند : ( ... ما هرکسی بهمون بگه انشاء الله شهید بشی سر به زیر میندازیم و به حالتی که انگار مقدرات عالم در دست ماست و ما یکی از اولیاء الله هستیم به آن طرف میگوییم ان شاء الله در حالی که اگر کسی به حسین رضایی می گفت ان شاء الله شهید بشی ، با هرچه دستش بود البته به شوخی ولی درظاهر جدی شیئی رو بسمت آن طرف پرت می نمود و یا حتی یک کیلومتر دنبال طرف میدوید لیکن بعد از مصاحبه با همسر شهید فهمیدیم حسین عاشق شهادت بود ولی سعی می کرد بروز ندهد و به زبان نیاورد و به قول خودش ریا نشود ... ! )

دوستان میتونن ادامه این مطلب رو در
وبلاگ شهدای صابرین دنبال کنین





طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
برچسب ها: شهید رضایی، زندگی نامه شهید رضایی، وبلاگ شهدای صابرین، گردان صابرین،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 شهریور 1392 توسط گل نرگس

۵ اردیبهشت۱۳۶۶ روز شهادت فرمانده گردان یازهرا لشگر امام حسین است؛

شهیدی که مداح دلسوخته اهل بیت بود؛

شهیدی که همانند حضرت زهرا پهلو و بازویش اثر از حمایت از ولایت گرفت و به دیدار حضرت زهرا نائل شد؛

شهیدی که عارفانی همانند آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله جوادی آملی شیفته اش بودند؛

شهیدی که از امام رئوف حضرت امام علی بن موسی الرضا شهادت را طلب کرده بود؛

شهیدی که سه شنبه هایش حکایتی شیرین دارد.

شهیدی که قبر مطهرش پناهگاه حاجتمندان است به خصوص جوانان

........

و شهیدی که بر سنگ قبر پاکش این بیت نقش بسته است:

جوانی که چون سرو آزاده بود                   محمدرضا تورجی زاده بود

فقط خواستیم عرض ادبی به ساحت این شهید داشته باشیم و ازش بخواهیم شفاعت ما رو هم نزد حضرت زهرا بکنه


وبلاگ های زیادی هستن که در خصوص این شهید عارف مطلب نوشتن ولی وب یکی از دوستان که مختص به مطالب مربوط به این شهید عزیزه رو جهت مطالعه خدمت شما پیشنهاد میکنم.

وبلاگ شهید محمدرضا تورجی زاده





طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
برچسب ها: شهید محمدرضا تورجی زاده؛، مداح دلسوخته اهل بیت، روز شهادت فرمانده گردان یازهرا،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 توسط گل نرگس
21oomd1.jpg

شرح مختصر زندگانی مولف شهید
استاد شهید آیت الله مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ هجری شمسی در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد.

در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.

ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
برچسب ها: زندگی نامه شهید مرتضی مطهری، معلم شهید مرتضی مطهری، شهید مطهری و گرامیداشت روز معلم، روز معلم گرامی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 توسط گل نرگس



شهدا شعار نیستند، سیره‌ی‌شان نیز نباید در راستای اعمال ِ شعاری ِ ما قرار بگیرد. گاهی گفتن‌ها و نوشتن‌ها تبدیل می‌شود به یك روزمره‌ای كه نه پیامی برای‌مان دارد نه عبرت و نه انگیزه‌ای! كه تنها از سر تكرار تن به عادت‌ش می‌دهیم.
 باید با بصیرت ِ غیر شعاری به ادامه‌ی این مسیر بپردازیم تا پیام حقیقی ِ شهدا را دریابیم.
 شهدایی كه در رسانه‌های ما، به وفور نام‌شان برده نمی‌شود و تنها هفته‌ی دفاع مقدس به گذری لحظه‌ای اكتفا می‌شود، همین بس برای نشان دادن غربت ِ روز افزون كسانی كه خون‌شان را برای استواری این انقلاب داده‌اند و به كرات فراموش‌شان كرده‌ایم.



ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
برچسب ها: بصیرت، شهید دانشجو، تاسوکی، دانشجو،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 توسط گل نرگس
339697.jpg

خبرنامه دانشجویان ایران:لانه جاسوسی، بازی دراز، بیت المقدس، تیپ 10 سیدالشهدا(ع) و... نامهایی است که با شهید وزوایی پیوند خورده است، شهیدی که از کودکی تا جوانی پیشتاز عرصه دانش و جهاد بود، همچنانکه در آغاز عملیات بیت المقدس با خون خویش مسیر فتح خرمشهر را هموار کرد.

خبرگزاری مهر - گروه دفاع مقدس: شهید محسن وزوایی از جمله سرداران هشت سال دفاع مقدس است که نامش سرآغاز نام شهدای پیرو خط امام(ره) روشنگر راه کسانی است که در جستجوی الگوهای عملی در مسیر زندگی خود می گردند.
شهید محسن وزوایی در پنجم مردادماه 1339 در خانواده ای متدین در تهران دیده به جهان گشود و در 6 سالگی قدم در راه تحصیل دانش گذاشت و پس از پایان دوره ابتدایی و دبیرستان با نمرات عالی در سال 1355 در کنکور شرکت کرده و شاگر اول کنکور می شود و در رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف به تحصیل می پردازد.

از آنجایی که پدر شهید وزوایی از همرزمان آیت الله کاشانی بود، از این رو پسر نیز با الفبای مبارزات سیاسی آشنا شده و در جلسات آموزش معارف اسلامی و هیئتهای مذهبی تهران شرکت فعالی داشته است.


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
برچسب ها: زندگینامه شهید وزوایی، "پیشتاز عرصه علم و جهاد"، پرچمدار تسخیر لانه جاسوسی، سخنگوی دانشجویان پیرو خط امام(ره)،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 اردیبهشت 1392 توسط گل نرگس
17.jpg

تولد: 4 اردیبهشت 1333 در تهران در خانواده‌ای مذهبی.

- مرحوم دكتر حمید دیالمه پدر شهید، قبل از انقلاب با حضور در جلسات انجمن اسلامی پزشكان كه شهید مطهری از گردانندگان آن بود، باعث گردید فرزندش عبدالحمید (كه وحید صدایش می‌كردند)، با مباحث سیاسی، مواضع و افراد فعال در عرصه‌های سیاسی و انقلابی آشنا شود.
 در آن جلسات از حضور سیاسیون و روحانیون مطرح آن زمان برای سخنرانی بهره گرفته می‌شد؛ افرادی همچون شهید دكتر بهشتی و مهندس بازرگان.
- پدر شهید در دوران بعد از انقلاب با تشكیل سازمان پزشكی امام خمینی علاوه تربیت نیروهای امدادگر در طول دفاع مقدس، تعدادی درمانگاه خیریه را مدیریت می‌نمود كه این امر تا هنگام وفات ایشان ادامه داشت.





ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
برچسب ها: شهید دیالمه، شهید بصیرت، زندگینامه شهیددیالمه، شهید دکتر عبدالحمید دیالمه،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 اردیبهشت 1392 توسط گل نرگس

از همان کودکی که قطعه شهدا، «شهر بازیم» بود،  دقیقا 3 تا سنگ قبر از دایی شهیدم که می شمردم می رسیدم به این سنگ قبر، همیشه برای من جای سوال بود که چطور دختری 4 ساله را ربوده اند و به شهادت رسانده اند ...

mazlom.jpg


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
برچسب ها: منافقین، سند رذالت،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 بهمن 1391 توسط گل نرگس
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهدای صابرین از مظلوم ترین شهدای سالهای اخیر هستند که در گمنامی کار می کنند و در گمنامی هم شهید می شوند.
در سلسله مطالبی که با عنوان فاتحان قله های غرب در مشرق منتشر می شود، سعی داریم تا برخی از این شهدا را که در سال گذشته در مقابله با گروهک تروریستی پژاک به شهادت رسیدند، معرفی کنیم.
این بار نوبت به شهید مسلم احمدی پناه رسید.



ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 آذر 1391 توسط گل نرگس
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهید صمد امیدپور اول آذر ماه 1364 در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود و دوران ابتدایی خود را در روستای نقله‌بر و مقطع راهنمایی را در مدرسه شبانه‌روزی معدن سنگرود گذراند و تحصیلاتش را تا پایان سوم متوسطه در شهر رشت ادامه داد. در دوران دانش‌آموزی به عضویت بسیج دانش‌آموزی در آمد و تحصیلات خود در مقطع پیش دانشگاهی را در شهر جیرنده به اتمام رساند.
 

همزمان به عضویت بسیج شهر منجیل درآمد و پس از مدتی عضو فعال بسیج شد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 آذر 1391 توسط گل نرگس

زندگینامه شهید مرحمت بالازاده

شهید مرحمت بالازاده در هیجدهم خردادماه ۱۳۴۹، در یکی از روستاهای شهرستان گرمی در دامان سرسبز مغان و در یک خانواده متدین و محروم، دیده به جهان گشود.

پدرش از مهاجرین طالش بود که پس از مهاجرت به این روستا، در آنجا به شغل مغازه داری و خواربار فروشی اشتغال داشت.

مرحمت دوران کودکی را در دشت و کوه و دره‌ها و مناظر سرسبز روستا، با بچه‌های هم سن و سال خود گذرانده و در هفت سالگی پا به دبستان نهاد و تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند.

در سال ۱۳۵۷ مرحمت هشت ساله بود که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید و مرحمت همچون سایر مردم محروم و مظلوم ایران، انقلاب را متعلق به مستضعفین دانسته و از همان اوایل پیروزی انقلاب به دفاع از آن پرداخت.

در سال ۱۳۵۹ هنگام تشکیل اولین هسته های مقاومت بسیج در این منطقه دور افتاده، به همراه عده‌ای از نوجوانان و جوانان روستا، هماهنگ شده و پایگاه مقاومت بسیج را در روستا، راه‌اندازی می کنند و مرحمت به همراه جمعی دیگر از جوانان پرشور و فعال انقلابی، در شورای مرکزی این پایگاه عضویت می یابند و شروع به فعالیت می‌نمایند.

آموزش‌های نظامی، قرآن و عقیدتی را در همین پایگاه گذرانده و با شور و حال عجیبی به پاسداری از آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌پردازند.

مرحمت در پایگاه مقاومت مسئولیت تبلیغات را عهده دارد بود و با سخنان معصومانه و پاک خویش، پیام امام خمینی(ره) را به دوستان می رسانید و آنها را با فعالیت های فرهنگی فوق‌العاده موثر خود جهت اعزام به جبهه تشویق می‌کرد.

در زمستان سال ۱۳۶۰ بود که مرحمت ۱۱ ساله به همراه عده‌ای نوجوانان و جوانان و مردان بسیجی روستای خود، از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گرمی عازم جبهه‌های حق علیه باطل شد.

مرحمت نوجوان، جنگجوی خردسال کربلای ایران بود که با بسیاری از پیشروان انقلاب، همچون امام خمینی(ره)، ریاست جمهوری، نخست وزیر و ریاست مجلس دیدار کرده و بارها مورد تفقد و نوازش و تمجید آنها قرار گرفته بود.

در شهرستان گرمی مغان، مرحمت سخنگوی انقلاب و رزمندگان اسلام شده بود. امام جمعه شهر، قبل از خطبه های نمازجمعه، از مرحمت می خواست که برای مردم سخنرانی کند و پیام عاشوراییان ایران را به جوانان و نوجوانان شهر برساند.

سخنان مرحمت دلنشین و جذاب و تأثیرگزار بود. او با بیان شیرین و شیوای خود سخن می‌گفت و با فصاحت، پیام شهدای انقلاب اسلامی را بیان می‌کرد. و مردم را آماده دفاع از دین و وطن خود می‌ساخت.

مرحمت حدود سه سال در جبهه‌های جنگ حق علیه باطل با دشمن جنگ کرده و کمتر به خانه و نزد خانواده‌اش می آمد و هر وقت هم که چند روزی به مرخصی می‌آمد، در مساجد و منابر و مجالس، روز و شب به تبلیغ و جذب نیروی داوطلب بسیجی برای اعزام به جبهه می‌پرداخت.

او حتی راضی نبود که پدر و مادرش متوجه مجروحیت و آثار زخم های دشمن بر بدن نحیف و ظریفش گردند. شبها در کنار پدر و مادر با لباس رزم می‌خوابید، تا مبادا پدر و مادرش متوجه ناراحتی‌ها و آثار مجروحیت او شوند.


منبع







طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 آبان 1390 توسط گل نرگس

زندگی نامه شهید اسماعیل قائدی


تاریخ تولد :1333

نام پدر :رضا

تاریخ شهادت : 9/1/1365

محل تولد :بوشهر /- /بنداروز

طول مدت حیات :32

محل شهادت :بیمارستان

مزار شهید :؟

اسماعیل قائدی در سال 1333 در خانواده‌ای فقیر و مذهبی و زحمت‌کش در روستای بنداروز چشم به جهان گشود. در همان دوران کودکی چهره‌ی نورانی و بشّاشی داشت.

ایام کودکی و خردسالی را با وضعیت فقر و تنگدستی پشت‌سر گذاشت و در سنّ هفت سالگی علاقه‌ی خاصی به تحصیل علم و دانش پیدا کرد و به طور شبانه ایام تحصیلات ابتدایی را پشت‌سر گذاشت و تحت نظر استادان محلی قرآن را فرا گرفت و علاقه‌ی بسیاری به احکام و مسایل شرعی داشت.

قائدی در پارسایی و پرهیزگاری از مردان نادر روزگار بود. در سال 1352 به خدمت سربازی رفت؛ در حالی که جو پادگان را خفقان رژیم پهلوی فرا گرفته بود، نماز طاعت و بندگی خداوند را فراموش نمی‌کرد و سربازان را به فراگیری قرآن و نماز دعوت می‌کرد

. اسماعیل در اوایل انقلاب در سرنگونی رژیم پهلوی نقش شایانی داشت و همیشه در صفوف اول مبارزه قرار می‌گرفت و مردی گمنام بود و حاضر نبود دیگران از کار و فعالیتش باخبر شوند.
به خاطر علاقه‌ی زیاد به سپاه و خدمت بیشتر به انقلاب در این نهاد محبوب ثبت‌نام نمود و بعد از اتمام آموزش از پادگان آموزشی حمزء منطقه‌ی 9 کشوری، رهسپار بندرعباس جهت پاسداری از حریم اسلامی در آب‌های خلیج‌فارس گردید.

بعد از پایان مأموریت به سپاه برازجان منتقل شد و بعد از مدتی سرپرستی پایگاه مقاومت میثم بنداروز را به عهده گرفت.

قائدی پس از گذشت زمانی در پایگاه مقاومت، همراه با دیگر برادران سپاهی به صفوف رزمندگان پیوست و بعد از گذراندن آموزش‌های لازم در عملیات والفجر 8 فرماندهی دسته‌ی یکی از گردان‌ها را به عهده گرفت و در مورخه 21/11/1364 در درگیری جزیره‌ی فاو شجاعانه به قلب دشمن شتافت و مورد اصابت گلوله‌ی دشمن قرار گرفت و مجروح گردید و به اصفهان و سپس به تهران در بیمارستان تجریش انتقال یافت.

بعد از 45 روز بستری در این بیمارستان در مورخه 9/1/1365 بار دیگر وارد اتاق عمل شد و در همان روز در سنّ 32 سالگی به ملکوت اعلاء پیوست و به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد.

منبع:كتاب سرگذشت عروج - صفحه: 224

بگرفته از :
سایت ایه های انتظار




طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 مهر 1390 توسط گل نرگس



شهید ابراهیم هادی پور


تاریخ تولد :2/2/1334
نام پدر :حسن علی
تاریخ شهادت : 29/5/1363
محل تولد :بوشهر /بوشهر /-
طول مدت حیات :29
محل شهادت :جزیره مجنون
مزار شهید :گلزار شهدای وحدتیه


دومین روز از اردیبهشت‌ماه سال 1334 در محله‌ی وحدتیه استان بوشهر دیده به جهان هستی گشود و مادر بنا بر رویای آسمانی‌اش او را " ابراهیم " نامید تا در راه یكتاپرستی گام بردارد.

7 ساله بود كه جهت یادگیری كلام وحی به مكتب‌خانه پا نهاد و توانست در مدت كوتاهی قرآن و كتاب‌های اشعار شاعران بزرگ را فرا گیرد.

سال 1343 به دبستان كاووسی راه یافت و آموختن علم را آغاز نمود. سال چهارم ابتدایی،‌ درس و مدرسه را رها كرد و همراه پدر به كشاورزی پرداخت.

سال 1356 زندگی مشترك خود را آغاز نمود؛‌ مدتی در یك شركت خارجی مشغول به كار بود اما با پیروزی انقلاب و تعطیلی این شركت، به كارگری و نگهبانی در شركت‌های دیگر مبادرت ورزید.

ابراهیم در زمان مبارزات مردم علیه استبداد حكومت پهلوی، همراه آنان فریاد "‌مرگ بر شاه" سر داد و در زمان جنگ تحمیلی در شانزدهم خردادماه سال 1360 به خیل سپاهیان غیور كشور پیوست و در شهریورماه همان سال عازم غرب كشور شد تا با متجاوزین پیكار كند.

پنجم مهرماه سال 1361 جهت آموزش حفاظت و فرماندهی به مدت 2 ماه به شیراز رفت و پس از اتمام آموزش به عنوان محافظ امام جمعه‌ی برازجان به واحد حفاظت رفت و یك سال و نیم در كنار ایشان خدمت كرد.

هادی‌پور در تاریخ 14/1/1363 به عنوان فرماندهی گروهی از برادران بسیجی در منطقه‌ی غرب كشور به پاسداری و حفاظت از مرز پرداخت.
سپس فرماندهی دسته در جبهه‌ی جنوب را عهده‌دار شد.

او از طریق لشكر 19 فجر پس از طی یك ماه دوره‌ی قایق‌رانی و شنا در شیراز به جبهه‌ی جنوب رفت تا اینكه سرانجام در جزیره‌ی مجنون روز بیست و نهم مردادماه سال 1363 در سنّ 29 سالگی بر اثر اصابت گلوله‌ی توپ به سنگر، به خون سرخ خود كفن شد و در گلزار شهدای وحدتیه آرام گرفت. از او 2 فرزند به یادگار ماند.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

منبع




طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 مهر 1390 توسط گل نرگس


زندگی نامه شهید قاسم نصراللهی


تاریخ تولد :1333

نام پدر :؟

تاریخ شهادت : 13/4/1367

محل تولد :آذربایجان‌غربی /خوی /-

طول مدت حیات :34

محل شهادت :سوركوه بانه
مزار شهید :؟


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 شهریور 1390 توسط گل نرگس
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : مقتدر مظلوم
  • قالب مذهبی
  • مقتدر مظلوم