شهدا شرمنده ایم
جمعه 20 بهمن 1391 :: نویسنده : گل نرگس
دعــوای کودکانه و زشـــت شما خطاســت

نفـــس شما به حضـرت ابلیس مبتلاســـت

وقتــتی که خــصم منتظـــر یک بهانه است

آیــــا جــــدال در ایــــن روزها رواســـــــــت؟

این رهـــبر عزیز دلش خـــون شد از شمــا

حـتما دوباره گفــت که عمـار من کجاست؟

امــواج فـتـنـه می رسد از هــر طــرف ولـی

کـشتی نوح را چه غــم از ورطه بلاســــت؟

ایـن انقـلـاب کـشتی اولــاد احـمد اســــت

این پور حیدر است که بر عرشه ناخداست






نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها : «أین عمار؟»، دعــوای کودکانه،
لینک های مرتبط :
شنبه 14 بهمن 1391 :: نویسنده : گل نرگس

(بسمه رب الشهداء و الصدیقین)

عصر غربت لاله هاست ، اینجا کسی دیگر از شهیدان نمی گوید

از آنان که تلاطمی هستند در این دنیای سرد و سکوت

ما بعد از شما هیچ نکردیم ، چفیه هایتان را به دست فراموشی سپردیم

و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم .

پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است .

کسی دیگر به سراغ سربندهایتان نمی رود و دیگر کسی نیست

 که در وصف گلهای لاله شاعرانه ترین احساسش را بسراید

و بگوید چرا آلاله آنقدر سرخ است

چرا کسی نپرسید مزار باکری کجاست ؟؟؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها : دلنوشته، از شهدا، برای شهدا، با شهدا، سخنی با شهدا،
لینک های مرتبط :
جمعه 29 دی 1391 :: نویسنده : گل نرگس




نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها : الهی، خدایا،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 آذر 1391 :: نویسنده : گل نرگس
عجب روزگاریست!
 هیچکس به سکوت آدم نمیرسه همه منتظرن به فریاد آدم برسن!!
خدایا چه به سر آدما اومده




نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 آذر 1391 :: نویسنده : گل نرگس
.
    سلام برجسمهای پودرشده و آمیخته باخاک

    سلام برپیکرهای بی پلاک

    سلام برپلاکهای بی پیکر





نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 آذر 1391 :: نویسنده : گل نرگس

    اهل کوچه همه رفتند ولی ما ماندیم
    حقمان است اگر بی کس و تنها ماندیم

    در به روی همه وا بود و نمیدانستیم
    شهر لبریز خدا بود و نمیدانستیم

    هیچ تقصیر کسی نیست اگر رنجوریم
    روشنی هست ، خدا هست ولی ما کوریم

    آری همسفر ، روشنی هست ، خدا هست....









نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 خرداد 1391 :: نویسنده : گل نرگس
سلام پدر عزیزم
امروز روز پدر بود
خیلی دوست داشتم پیشم بودی و از نزدیک روی ماه ت رو میبوسیدم و بهت تبریک میگفتم
اما حیف که.....
بابای خوبم برام خیلی دعا کن خیلی
دعاکن که موفق شم تو امتحاناتم نمیدونم چرا هر چی میخونم تلاش میکنم انگاری مطالب بیشتر از ذهنم بیرون میرن
تو رو خدا برام دعا کن
دوستت دارم بابای خوب و مهربونم







نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : گل نرگس


سه ساله بود که پدرش آسمانی شد
دانشگاه که قبول شد همه گفتند"با سهمیه قبول شده"
ولی هیچ وقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد
"بابا"
یک هفته در تب سوخت





نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : گل نرگس
بنام خدای خوبیها
بعد از گذشت 4.5 ماه تونستم به وبلاگم سر بزنم
اونم روزی که از غصه دلم داره میترکه
اومدم اینجا تا از شهدایی که خادمی شون رو میکنم بخوام
کمکم کنن
میدونم که ازشون بر میاد و میتونن شکی ندارم براشون کاری نداره
شهداااااااااااااااااااااااااااااااااا لطفا کمکم کنین و منو .....................






نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 23 مهر 1390 :: نویسنده : گل نرگس
جمعه ازمون دادم
از روز قبلش همچین استرسی داشتم که اصلا نتونستم چیزی بخورم
شب قبلشم که ساعت 3خوابیدم
صبح با بدبختی ساعت 5:30 بیدار شدم
هرکاری کردم یبار دیگه به جزوه هام سر بزنم نتونستم
میترسیدم اونایی هم که خوندم از یادم برن
خلاصه ساعت 7:30 به اتفاق دوستم رفتیم دانشگاهی که قرار بود ازمون بدیم چه دانشگاه بزرگی بود من اولین بارم بود که واردش میشدم
موقع ورود به جلسه کلی گشتن مون همچین میگشتن انگاری میخواستیم بمبی چیزی منفجر کنیم

جامدادی بیچاره منو همچین زیرو رو کرده بود نتونستم زیپشو ببندم
با بدختی زیاد صندلیم رو با کمک  دوستم پیدا کردم
از ساعت 7:30 رو صندلی نشستم تا ساعت 9
اعصاب همه رو خورد کردن با کارای بیخودشون

ساعت9 شد و پاسخ نامه ها رو اول دادن بعدشم سوالارو
چه سوالاییی اولش فکر میکردم همه شو جواب میدم
بعدش دیدم خدای من چقده سختن
چون نمره منفی  تعلق میگرفت من به خیلی از سوالا جواب ندادم

تا ساعت 10:50 دقیقه سر جام نشستم بلکه بتونم جواب بیشتری بدم 
بماند تو این مدت چه اتفاقایی که موقع امتحان نیوفتاد یه خانومه حالش بد شد
یکی از مراقبا میومد کولر رو روشن میکرد اون یکی میومد زودی خاموش میکرد ب
عضیا از روی هم تقلب میکردن
بغل دستیم همش وووول میخورد اصلا آروم و قرار نداشت نمیدونم چش بود یا از بس خونده بود وقتی سوالا رو دیده بود هنگ کرده بود یا اینکه اصلا بلد نبود داشت خودشو میکشت
اخرسرم خانوم مراقب دادی زد سرمون
که
خانوماااااااااااااااااااا پاشید دیگه وقت تمامه
منم خیلی خونسرد مثل دو سه نفر باقی مونده از جام بلند شدم

اخیییشش
وقتی برگه پاسخ نامه رو دادم احساس سبکی کردم

بچه ها برام دعا کنین قبول شم
قبولی تو این دانشگاه برام خیلی مهمه یادتون نره هاااااااااااااا
ممنون از همه






نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 شهریور 1390 :: نویسنده : گل نرگس

دلم برای خودم
دلم برای دغدغه و آرزو هایم
دلم برای صمیمیت سیال کودکی‌ام تنگ شده
نمی دانم کدام روز در پشت کدام حصار بلند کودکی‌ام را جا گذاشتم
کسی آن سوی حصار نیست کودکی ام را دوباره به طرفم پرتاب کند؟






نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 شهریور 1390 :: نویسنده : گل نرگس
دلم تنگه.............
دلم تنگه برای گریه کردن.....
برای گریه کردن در سکوت شب .....
خدایا چقدر لذت بخشه اون لحظه ای که...
 ادمی وجوودت رو کنارش حس میکنه............
آه ه ه  ......
خدای بزرگم خدای مهربونم ....
التماست میکنم هیچوقت منو تنها نزار ....
ممنون دوستت دارم خداااااااااااااااااااااااااااا





نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 شهریور 1390 :: نویسنده : گل نرگس


یکی اون بالاست که مارو دوست داره






نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 شهریور 1390 :: نویسنده : گل نرگس
دلم تنگه برای رنگ ماهیها ، برای دیدن جنگل ، همه گلها

دلم تنگه برای نم نم بارون كه میشه روی سقف خونه ام مهمون

دلم تنگه برای دیدن مهتاب ، نشستن زیر چتر مهربون آفتاب

دلم تنگه برای بوی  مریم ، خیالی راحت و آرام با گل شبنم

دلم تنگه برای موج سبزه كه باز دامنكشان تا كوه رفته

دلم تنگه برای یك نفس آواز كه شاید یار من باشد در آن ساز

دلم تنگه برای بودن و بودن برای رفتن و موندن شایدم دیدن

دلم میگیره از اشك گل شادی ، برایت مانده است یادی؟؟

دلم میگیره از غمهای بی پروا كه می آید به كنج نازك دلها

دلم میگیره از اشك اقاقیها كه شد ناخونده مهمون دل و چشما

 دلم میگیره از  یخ كردن احساس ، همانگونه كه میگیرد دل یاس 

دلم تنگه برای دیدن روی گل یار ، دلم تنگه برای روز  دیدار

دلم تنگه  خدایا !!  به فریادم برس تو ، كه هر دم میرسدگویم فقط تو !

1b605fdf63310a8f3a89469f6a4cb566.gif





نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 شهریور 1390 :: نویسنده : گل نرگس

قاصدك !

چه كسی میخواهد قاصدك پر بكشد ؟

برود تا خود ماه ؟

تا ببیند مهتاب ؟

 دلواپسی دل عاشق او را چه كسی درك خواهد كرد ؟

قاصدك تو بمان !

خودت را بسپار بمن ، میبرم تا دل ماه .

 تو بمان در خیال نارنجی من !

توبمان كه همه احساس درونم رنگ تو را می جوید

 رنگ تو ؟

راستی چه رنگی هستی ؟

آبی؟ قرمز؟ سبز ؟ یا كه نارنجی؟ شایدم زردی ؟

ولی رنگ كه مهم نیست مگه نه ؟

بودنت آرامش دل بیصبر من است !

پس بمان!

قاصدك می مانی ؟؟

هان ؟

صدایت را می شنوم

می مانی !

حالا كه برایم ماندی میدانم كه چه رنگی هستی

رنگ تو رنگ خداست !

image453.gif




نوع مطلب : دل نوشته های من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات